دل نوشته

کاملاشخصی

 

نیمه ی هستی من آیه ی تاریکی ست

که تورا درخود تکرارکنان

به سحرگاه شکفتن ها ورستن های ابدی

خواهدبرد

من دراین آیه تو را آه کشیدم، آه...

من دراین آیه تو را به درخت وآب وآتش پیوند زدم.

دوشنبه نوزدهم فروردین 1392 | 9:51 بعد از ظهر | ... | |

نوروز پاسداشت عشقهای کوچکی است که زنده مانده اند و روز تعظیم در برابر عشق های بزرگی که عظمت را کوچک می دانند.پس به تو در نوروز سلام می کنم که بزرگترین عشق این کوچکی.


یادم باشد که زیبایی های کوچک را دوست بدارم حتی اگر در میان زشتی های بزرگ باشند.
یادم باشد که دیگران را دوست بدارم آن گونه که هستند ، نه آن گونه که می خواهم باشند.
یادم باشد که هرگز خود را از دریچه نگاه دیگران ننگرم.
که من اگر خود با خویشتن آشتی نکنم هیچ شخصی نمی تواند مرا با خود آشتی دهد.
یادم باشد که خودم با خودم مهربان باشم.
چرا که شخصی که با خود مهربان نیست نمی تواند با دیگران مهربان باشد.

 

سال نو مبارک

شنبه بیست و ششم اسفند 1391 | 4:50 قبل از ظهر | ... | |


برای تعجیل درفرج آقا ۳ صلوات

{اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم}

جمعه هجدهم اسفند 1391 | 6:14 بعد از ظهر | ... | |


این سرنوشت من است  

بغض .گریه .اما بی صدا...من محکوم هستم به بدبختی و

عشق

به من آموخت که با اوبازی نکنم

با عشق بازی نکنم

بازی نکنم

خدایا چ کنم...رحیم چ کنم...کریم چ کنم...

چهارشنبه شانزدهم اسفند 1391 | 11:48 قبل از ظهر | ... | |

خسته ام

ازصبوری خسته ام

ازفریادهایی که در گلویم خفه ماند

ازاشک هایی که قاه قاه خنده شد

وازحرف هایی که زنده بگور گشت درگورستان دلم

آسان نیست

در پس خنده های مصنوعی گریه های دلت را

در بی پناهیت درپشت هزاران دروغ پنهان کنی

این روزها معنی رااززندگی حذف کرده ام

برایم فرق نمی کند روزهایم راچگونه قربانی کنم

 

پنجشنبه دهم اسفند 1391 | 4:52 بعد از ظهر | ... | |

دخترک نزد مادرآمد و برگه ای به او داد كه در آن چنین نوشته بود:


جمع كردن اسباب بازی هایم ...................1000تومان

تمیز كردن اتاقم ....................................1000 تومان


مرتب كردن تختخوابم .............................1000 تومان


نگهداری از خواهر كوچكترم .......................۵00 تومان


چیدن میزغذا .......................................1000تومان


كمک برای گردگیری خانه .......................۵00 تومان


جمع كل .............................................6000 تومان


مادر برگه را با دقت خواند، سپس زیرآن نوشت:


نه ماه نگهداری از تو در بدنم .................... مجانی

نگهداری از تو بعد از تولد ......................... مجانی

خواندن لالایی برای تو ............................ مجانی

غذا دادن به تو ...................................... مجانی

پرستاری ازتودرزمان بیماری ..................... مجانی

بردن و آوردن تو از مدرسه ....................... مجانی


و برگه را به دختر برگرداند.دختر برگه را خواند، كمی فكر كرد و زیرآن با مداد

 قرمز نوشت:  دوستت دارم مادرجان تسویه شد.

سه شنبه هشتم اسفند 1391 | 11:42 بعد از ظهر | ... | |

در سینه ات نهنگی می تپد

و اشتباه بود

در سینه مان عشق می تپد ...

عشقی از نوع زندگی
عشقی از نوع امید
عشقی ک عشق بود و عشق ماند...


یارم ، دلم امشب چرا ابری شده نسیمی بوز دلم غرق خون شده 
تک ستارم بزن بر دلم چشمک یارم ، امیدم بده نا امیدم شده 

چهارشنبه دوم اسفند 1391 | 11:7 بعد از ظهر | ... | |



 پیامک های ویژه تبریک میلاد حضرت محمد (ص) و امام جعفر صادق


عترت آمد از آیینه ام
کیست در غار حرای سینه ام
رگ رگم پیغام احمد می دهد
سینه ام بوی محمد می دهد
میلاد پیامبر اکرم و امام صادق (ع) تهنیت باد


صادق که اساس دین ازاو شد معمور
بودند ملایک پی امرش مامور
میلاد ششمین اختر تابناک آسمان ولایت و نبی اکرم نور هدایت مبارک باد

گردنبند نام حضرت محمد (ص)




میلاد نبی اکرم بهانه خلقت و قرآن ناطق، امام صادق(ع) بر شما تبریک وتهنیت باد



ای ششم پیشوای اهل ولا
خلق را رهبری به دین هدی
پای تا سر خدا نمایی تو
هم ز سر تا بپای صدق و صفا
ولادت امام جعفر صادق علیه السلام و نبی اکرم (ص) مبارک

گردنبند نام حضرت محمد (ص)

 گردنبند نام حضرت محمد (ص)

آسمان عاشقى شد پر ستاره زین دو گل

عشقبازى با تداوم شد هماره زین دو گل

بر دل عشاق صادق شد اشاره زین دو گل

دیده دل شد گشوده بر نظاره زین دو گل . . .

.

.

.

چون از افق برآمد، نور امام صادق

شد صبح عالم آراش، بر شام تیره فائق

ولادت با سعادت ششمین اختر تابناک آسمان امامت و ولایت

امام صادق (ع) را به وشما تبریک و شاد باش عرض می کنم.

.

.

.

ولادت ختم رسولان آمد

محمد آن حبیب جانان آمد

به جسم پیروان او جان آمد

بر حرمتش جهان گلستان آمد . . .

.

.

.

خورشید، محمد است و صادق ماه است

با مقدم خورشید، قمر همراه است

یعنی که ولادت امام صادق (ع)

در روز ولادت رسول الله (ص) است

عیدتون مبارک

.

.

.

مژده که میلاد شه خاتم است

عید سعید نبى اکرم است

مژده که مسرورى عالم رسید

خرمى عالم و آدم رسید

.

.

.

به صبح هفده شهر ربیع از مطلع عزّت

عیان شد طالع مسعود و ختم مرسلین آمد

چو خورشید جلال احمدى تابید در عالم

ز ایزد بر جمال او هزاران آفرین آمد

.

.

.

ز آسمان دل من خورشید و مه برآمد

شب میلاد احمد(ص) با پور حیدر آمد

همه شادی نمایید که میلاد نبی شد

جلوه ی نور صادق ز بعدش منجلی شد

عید شما مبارک

.

.

.

تعالى الله از این نعمت کز او اسباب آسایش

براى ما فراهم گشت از میلاد پیغمبر

ز لطف و رحمت ایزد ز یمن مقدم احمد

ظهور حق مسلم گشت از میلاد پیغمبر . . .

.

.

.

ای بحـر تجـلا! گهـرت باد مبارک

ای طور نبوت! شجـرت باد مبارک

ای مکه! نسیم سحـرت باد مبارک

ای آمنه! قرص قمـرت باد مبارک

دوشنبه نهم بهمن 1391 | 4:18 قبل از ظهر | ... | |

 

 

به ۳ چیزتکیه نکن:
غرور.دروغ.عشق
آدمی باغرورمی تازد
بادروغ می بازد
وباعشق می میرد

دوشنبه هفدهم مهر 1391 | 3:32 بعد از ظهر | ... | |

 

درغروب سخت دنیا یاد یاران می کنم

درکویر خشک و سوزان رقص باران می کنم

زندگی مرگ است و مرگ هم زندگی

پس درود بر مرگ و مرگ بر زندگی

خسته شدم خدا خلاصم کن

پنجشنبه شانزدهم شهریور 1391 | 11:54 بعد از ظهر | ... | |

تنها بنايي که هر چه بيشتر بلرزد محکمتر مي شود، دل آدمي است.

امیدتو عزیزم از دست نده

 

جمعه دهم شهریور 1391 | 10:59 بعد از ظهر | ... | |

جمعه دهم شهریور 1391 | 10:45 بعد از ظهر | ... | |

 

گریزان از همه دنیا بودم...خسته از تمام خواهش ها...توبودی که نفس دادی به این جانه خسته ای عشق
ای که ساختی ودوباره ویران کردی قلبم را...
گویند عاشقان نمیرسند واین شده تمامه کابوسم...
تمام وحشتم از این زندگی...
خدایا به حرمت عشق به نام زیبایت ای رحمان...
این دل خسته ام را ازسایه ی سرد فراق دور کن...
برسان آن یار عزیزم را...


سلام
این وبلاگ برام یادآوری گذشته ی تلخم بود
که فرار میکردم ازش ولی یه عزیزی کمکم کرد تا همه رو فراموش کنم
دوباره اومدم فقط بخاطر اون
دوستت دارم 
شعرفروغ تقدیم به تو ای مهربونم

دانی از زندگی چه می خواهم
من تو باشم. تو. پای تاسر تو
زندگی گر هزار باره بود
بار دیگر تو. بار دیگر تو

آنچه در من نهفته.دریایی ست
کی توان نهفتنم باشد
با تو زین سهمگین طوفانی
کاش یارای گفتنم باشد

بس که لبریزم از تو. می خواهم
بدوم در میان صحراها
سر بکوبم به سنگ کوهستان
تن بکوبم به موج دریاها

بس که لبریزم از تو. می خواهم
چون غباری زخود فرو ریزم
زیر پای توسر نهم آرام
به سبکْ سایه ی تو آویزم

آری. آغاز دوست داشتن است
گر چه پایان راه ناپیداست
من به پایان دگر نیندیشم
که همین دوست داشتن زیباست

چهارشنبه یکم شهریور 1391 | 9:57 قبل از ظهر | ... | |

خداحافظ ماه پروردگار الرحمن الراحمین

خداحافظ ماه لحظه های افطار و سحر

خداحافظ ماه نعمت و رحمت و برکت

خداحافظ ماه شب های نورانی قدر . . .

رمضان آمد و روان بگذشت

بود ماهی به یک زمان بگذشت

شب قدری به عارفان بنمود

این معانی از آن بیان بگذشت . . .

عید فطر بر شما مبارک

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

یارب مددی کن ک به سامان برسیم

                                                چون مزرعه تشنه به باران برسیم

یا من برسم به یار یا یار به من

                                                  یا هردو بمیری و به پایان برسیم

                                                                                                 ۱۱:۴۰

یکشنبه بیست و نهم مرداد 1391 | 2:38 قبل از ظهر | ... | |

 

آقا

هنوزم انتظارو انتظار است   هنوزم دل به سینه بی قرار است 
هنوزم خواب میبینم به شبها همان مردی که بر اسبی سوار است

همان مردی که جمعه آید روزی

و این پایان خوب انتظار است

چهارشنبه چهاردهم تیر 1391 | 8:36 بعد از ظهر | ... | |

امام حسین (ع) فرمودند:

إنَّ شیعَتَنا مَن سَلِمَت قُلوبُهُم مِن کلِّ غِشٍّ وَغِلٍّ وَدَغَلٍ
بی‏ گمان شیعیان ما، دل‏هایشان از هر خیانت، کینه، و فریبکارى پاک است.

(بحارالأنوار، ج 68، ص 156 )

شنبه سوم تیر 1391 | 4:50 قبل از ظهر | ... | |

این عید به اهل دین مبارک

بر جمله مسلمین مبارک

 

                                           از بعثت او جهان جوان شد

        گیتى چو بهشت جاودان شد

 

یکشنبه بیست و هشتم خرداد 1391 | 9:29 بعد از ظهر | ... | |

هنوز عادت به تنهایی ندارم
باید هر جوریه طاقت بیارم
اسیرم بین عشق و بی خیالی
چه دنیای غریبی بی تو دارم

می ترسم توی تنهایی بمیرم
کمک کن تا دوباره جون بگیرم
یه وقتایی به من نزدیک تر شو
دارم حس می کنم از دست می رم

نمی ترسی ببینی برای دیدن تو
یه روز از درد دلتنگی بمیرم
تو که باشی کنارم
می خوام دنیا نباشه
تو دستای تو آرامش بگیرم

بگو سهم من از تو
چی بوده غیر از این تب
کی رو دارم به جز تنهایی امشب؟
می خوام امشب بیافته به پای تو غرورم
نمی تونم ببینم از تو دورم

دارم تاوان دلتنگیم و می دم
کنار تو به آرامش رسیدم
بیا دنیام و زیبا کن دوباره
خدایا از تو زیبا تر ندیدم


ادامه مطلب
شنبه نهم اردیبهشت 1391 | 5:38 بعد از ظهر | ... | |

 معمولا افرادی که اقدام به برقراری چنین رابطه هایی می کنند، با این استدلال که «ما نمی خواهیم ازدواج کنیم ،» انتخاب ها و رفتارهایی را که باید از خود نشان دهند، بروز نمی دهند و بدون آشنایی کافی و درنظر نگرفتن معیارهای درست، اقدام به برقراری این رابطه می کنند و حاضر به پذیرش مسئولیت های یک رابطه نیستند. چنین دوستی هایی به دلیل ضربه هایی که طرفین رابطه متحمل می شوند، توصیه نمی شود.

بخشی از این ضربه ها مربوط به وابستگی های عاطفی می شود. به عبارت بهتر، شما تصور کنید دختر و پسری تصمیم می گیرند که رابطه ای با هم برقرار کنند، منتها چون قصد ازدواج ندارند، ملاک هایی را که برای ازدواج در ذهن خود ساخته اند نادیده می گیرند، با این توجیه که قرار نیست این رابطه به ازدواج منجر شود. بنابراین با کسانی دوست می شوند که کیفیت اخلاقی و رفتاری پایین تری دارند.



از طرفی این رابطه آغاز می شود و بعد از مدتی این دوستی دو حالت پیدا می کند؛ یا رابطه به خاطر مشکلاتی که به وجود می آید قطع می شود و در این میان، طرفین ضربه های روحی- عاطفی زیادی خواهند خورد و یا این رابطه مدتی ادامه پیدا می کند تا وابستگی عاطفی شدیدی به وجود می آید و تصمیم می گیرند ازدواج کنند؛ غافل از اینکه این آدم مناسب ازدواج نیست و معیارهای یک ازدواج موفق در این رابطه وجود ندارد.

نکته دیگر این است که وقتی ای نگونه روابط براساس حداقل شناخت آغاز می شود، طرفین به مسائلی مانند معیارهای اخلاقی مورد پذیرش شان توجه نمی کنند. برای مثال، دختر یک حدی از رابطه را می پسندد ولی پسر خواسته های بیشتری دارد و یا بالعکس. در این موارد مشاهده می شود طرفین از ترس از دست دادن دوستی و یا به خاطر تهدیدهایی که صورت می گیرد، تسلیم خواسته های طرف مقابل می شوند.

قطع رابطه
مرحله آخر، قطع این گونه روابط است. افراد باید بدانند که هرچه از عمر رابطه می گذرد، وابستگی بیشتری به وجود خواهد آمد و قطع رابطه همراه با رنج فراوان خواهد بود.

از نظر روانشناسی، از دست دادن یک رابطه که در آن عاطفه و احساس وجود دارد همچون مرگ یکی از نزدیکان، دردناک است و فرد دور های سوگوار رابطه از دست رفته اش خواهد بود. گریه ها، خواهش و التماس ها، قول و قرارها و امثالهم در این دوران نباید مورد اعتنا قرار بگیرند؛ چراکه فرد برای فرار از غم از دست دادن رابطه دست به هر کاری می زند تا شاید بتواند طرف مقابل را از جدایی منصرف کند.



طرفین رابطه اگر بتوانند با واقعیت رو به رو شوند و چند ماه ناراحتی شان را کنترل کنند، به زندگی عادی برخواهند گشت و حتی بعد از سپر یشدن مدتی متوجه فواید قطع رابطه گذشته شان خواهند شد، اما اگر مدام امیدوارانه به فکر از سرگیری رابطه باشند، نخواهند توانست به زندگی عادی و معمولشان بازگردند.



یک نکته مهم
نکته دیگر این است که اگر تصمیم به قطع رابطه گرفته شد، این جدایی باید به یکباره و برای همیشه صورت گیرد و نه به صورت تدریجی یا با کم کردن رابطه. تجربه نشان می دهد کم کردن تدریجی رابطه مؤثر نیست و همه چیز باید یک دفعه تمام شود. تنزل رابطه به یک دوستی معمولی هم به هیچ عنوان مؤثر نخواهد بود؛ چرا که این ها سابقه ای از یک رابطه عاطفی را با هم دارند که ممکن است طرفین را دچار مشکلات روحی کند.

دوشنبه هفدهم بهمن 1390 | 11:37 قبل از ظهر | ... | |

شنبه هشتم بهمن 1390 | 9:36 بعد از ظهر | ... | |

دکتر شریعتی انسان ها را به چهار گروه زیر دسته بندی کرده است
دسته اول
آنانی که وقتی هستند هستند ، وقتی که نیستند هم نیستند.
عمده آدم‌ها حضورشان مبتنی به فیزیک است. تنها با لمس ابعاد جسمانی آن‌هاست که قابل فهم می‌شوند. بنابراین اینان تنها هویت جسمی دارند.

دسته دوم
آنانی که وقتی هستند نیستند ، وقتی که نیستند هم نیستند.
مردگانی متحرک در جهان. خود فروختگانی که هویت شان را به ازای چیزی فانی واگذاشته‌اند. بی‌شخصیت‌اند و بی‌اعتبار. هرگز به چشم نمی‌آیند. مرده و زنده‌شان یکی است.

دسته سوم
آنانی که وقتی هستند هستند ، وقتی که نیستند هم هستند.
آدم‌های معتبر و با شخصیت. کسانی که در بودنشان سرشار از حضورند و در نبودنشان هم تاثیرشان را می‌گذارند. کسانی که همواره به خاطر ما می‌مانند. دوستشان داریم و برایشان ارزش و احترام قائلیم.

دسته چهارم
آنانی که وقتی هستند نیستند ، وقتی که نیستند هستند.
شگفت‌انگیزترین آدم‌ها در زمان بودشان چنان قدرتمند و با شکوه‌اند که ما نمی‌توانیم حضورشان را دریابیم، اما وقتی که از پیش ما می‌روند نرم نرم آهسته آهسته درک می‌کنیم. باز می‌شناسیم. می‌فهمیم که آنان چه بودند. چه می‌گفتند و چه می‌خواستند. ما همیشه عاشق این آدم‌ها هستیم. هزار حرف داریم برایشان. اما وقتی در برابرشان قرار می‌گیریم قفل بر زبانمان می‌زنند. اختیار از ما سلب می‌شود. سکوت می‌کنیم و غرقه در حضور آنان مست می‌شویم و درست در زمانی که می‌روند یادمان می‌آید که چه حرف‌ها داشتیم و نگفتیم. شاید تعداد این‌ها در زندگی هر کدام از ما به تعداد انگشتان دست هم نرسد.

شنبه هشتم بهمن 1390 | 8:48 بعد از ظهر | ... | |

سالار عقیلی وهمسرش

محرم اسرار

Play

Download

ناز

Play

Download

مرغ وحشی

Play

Download

سرود ملی

Play

Download

جمعه بیست و سوم دی 1390 | 3:27 بعد از ظهر | ... | |

 

ازتمام خاطرات کربلا فقط عشق بین الحرمین وسینه زنی توایوان حضرت عباس (ع)

وشیرینترین اشک ها....

خدایاکربلایی شدم ولی دلم کربلایی نشدبیشترهوایی شد....

سه شنبه هشتم آذر 1390 | 1:41 بعد از ظهر | ... | |

بارالها : اين روزها چه روزهاي با عظمتي است ؛
موسي به طور مي رود،
فاطمه (س) به خانه علي (ع) ؛ ابراهيم با اسماعيل به قربانگاه ؛
حضرت محمد (ص) با علي (ع) به غدير و حسين (ع)
با همه هستيش به کربلا ........
يا امام حسين(ع)

شنبه پنجم آذر 1390 | 5:18 بعد از ظهر | ... | |

فکر مي کرديم عاشقی هم بچگيست ...

اما حيف اين تازه اول يک زندگيست
زندگی چيزيست شبيه يک حباب ...

عشق آباديه زيبايی در سراب
فاصله با آرزو های ما چه کرد ...

 کاش می شد در عاشقی هم توبه کرد !!!

چهارشنبه بیست و پنجم آبان 1390 | 2:39 بعد از ظهر | ... | |

 

نام علی : عدالت - راه علی : سعادت - عشق علی : شهادت - ذکر علی : عبادت -

عید علی : مبارک

***

ما زین جهان از پی دیدار میرویم ، از بهر دیدن حیدر کرار میرویم ، درب بهشت گر نگشایند

به روی ما ، گوییم یا علی و ز دیوار میرویم . . .

***

شبی در محفلی ذکر علی بود ، شنیدم عاشقی مستانه فرمود ، اگر آتش به زیر پوست

داری ، نسوزی گر علی را دوست داری . عید غدیر خم بر شما مبارک . . .

***

گفت تو غـرق گنـاهی؟ گفتمش یـا رب بلی

گفت پس آتش نمیـگیرد چـرا جـسم و تنـت

گفتمش چون حـک نمودم روی قلبم یا علی . . .

دوشنبه بیست و سوم آبان 1390 | 4:40 بعد از ظهر | ... | |

کسانى که خطى نامرتب دارند

احتمالاً در زندگى بسیار فعال هستندو به همین دلیل برایشان مشکل است که بتوانند ثابت و بى تحرک بمانند و برخى از کارهایشان حساب شده و سنجیده نیست. به همین دلیل گاهى اوقات براى دوستان و افراد خانواده غیرقابل پیش بینى هستند. آزادى شخصیتى براى آن ها خیلى مهم است و اهمیت زیادى به استقلال خود مى دهند و ممکن است گاهى خیلى احساساتى رفتار کنند

 

کسانى دست خط مرتب و خوانایى داشته باشند

مى توان این طور برداشت کرد که آن ها خودشان را بسیار کنترل مى کنند و دوست ندارند به راحتى شخصیت خود را لو بدهند. حتى گاهى اوقات برایشان مشکل است که احساساتشان را بروز دهند و آن را سرکوب مى کنند.

 

کسى که خیلى پررنگ مى نویسد و قلم را زیاد فشار مى دهد

احتمالاً علاقه زیادى به مخالفت کردن با دیگران دارد؛ چرا که احساس قدرت واعتماد به نفس زیادى مى کند و دوست دارد روى دیگران اعمال نفوذ کند و به همین خاطر شخصیت افراد را درست درک نمى کند.

 

کسانى که خیلى کمرنگ مى نویسند

احتمال این که فردى حساس و دلسوز باشند بسیار زیاداست و موقعیت دیگران را حتى بیشتر از خودشان درک مى کنند و این امکان نیز وجود دارد که قادر به اثبات حرف خودشان نباشند و خیلى راحت ضربه مى خورند و وقتى دیگران از آن ها انتقاد مى کنند خیلى سریع از موضع خودشان عقب نشینى مى کنند.

 

کسانی که خیلى کند و آهسته مى نویسند

به سرعت قادر به نشان دادن عکس العمل نیست؛ این افراد احتمالاً به زمان بیشترى براى ابراز عقیده خود نیاز دارند. افرادى که آهسته مى نویسند از نظر خلق و خو اغلب اشخاصى ملاحظه کار و محتاط هستند و در نتیجه به   دوست دارندهیچ تصمیمى نگیرند تا این که یک تصمیم غلط بگیرند.

 زمان بیشترى براى فکر کردن و فهمیدن نیاز دارند 

کسانی که دست خط تند و شتابزده اى دارند

احتمالاً افرادى کم حوصله هستند و از اتلاف وقت خسته مى شوند و از نظر خلق و خو بسیار لحظه اى هستند. سریع درک مى کنند و در نشان دادن رفتار و احساساتشان چندان پایدار نیستند و اغلب به دلیل شتابزدگى در تصمیم گیرى دچار لغزش و خطا شده و از این که در آرامش به حرف هاى دوستانشان گوش کنند خسته مى شوند.

 

کسانی که دست خط ساده اى دارند و خیلى ابتدایى مى نویسند

در روابط با دیگران ترجیحاً واقع گرا و با تدبیر هستید و نمى توانید قبول کنید که گاهى باید با دیگران کنار بیایید و به آن ها توجه کنید و همچنین اطرافیان به ندرت از آن چه درون شما مى گذرد آگاهى پیدا مى کنند.

 

کسانی که دست خطى زیبا و پررنگ و لعابى دارند

این امکان وجود دارد که گاهى به شدت رسمى برخورد کرده و خیلى مفصل و با علاقه درباره مسایل دلخواهتان حرف بزنند و این احتمال نیز وجود دارد رویایى که درخواسته ها و تمایلاتتان پرتوقع و باشند.

 

اگر شما خود را داراى دست خط ریزى مى بینید و بسیار کوچک مى نویسید

احتمالاً شما توانایى هاى خود را دست کم مى گیرید و خودتان را از آن چه واقعاً هستید کمتر ارزیابى مى کنید و ممکن است گاهى تنگ نظر و خرده گیر باشید.

 

اما اگر درشت مى نویسید

این احتمال وجود دارد که خودتان را زیادى بزرگ و مهم جلوه داده و گاهى بسیار با اعتماد به نفس و از موضع قدرت رفتار مى کنید.

 

اگر کسى دست خط شکسته اى دارد و حروف را زوایه دار و شکسته مى نویسد

فردى بسیار با اراده مى باشد و در کارهایش حد وسط را قبول ندارد و به همین علت اهل سازش و مصالحه نیست و اغلب به همین خاطر که وسط را دوست ندارد از دیگران خسته مى شود و تصمیمى نمى گیرد چون دوست ندارد راه اشتباه را انتخاب کند.

 

اگر فردى دست خط ملایم و کشیده اى دارد

آدمى چند بعدى است و مى تواند مشکلاتش را از زوایاى مختلف بررسى و درک کند. برایش تنوع مهم است و گاهى احساس مى کند استعدادهاى زیادى دارد و نمى تواند هیچ کدامشان را به درستى شکوفا کند. ممکن است فردى زود رنج باشد و به ندرت علیه برداشت ها و انتقادات دیگران از خود دفاع کند.

 

اگر کلمات را در هم و فشرده مى نویسید

احتمالاً شما فرد راحتى نیستید و در جمع خودتان را کنارى مى کشید و مى خواهید کنترل خود را از دست ندهید. از برقرارى رابطه با دیگران خوشتان نمى آید و گاهى دوست ندارید خود را فردى خوش فکر نشان بدهید. اغلب بعد از دیگران ابراز عقیده مى کنید و عقیده خود را مى گویید واین به این علت است که قدرى محتاط هستید.

 

کسى که کلمات را با فاصله و باز باز مى نویسد

خیلى راحت با دیگران رابطه برقرار کرده و خیلى ساده و بى تکلف و مستقیماً به دیگران نزدیک مى شود. گاهى به راحتى از کوره درمى رود و با این کار ممکن است به حریم شخصى دیگران تجاوز کند و این به این علت است که او ارزشى به خوددارى کردن و کنترل خود نمى دهد، اما انسانى کوشا و باطراوت است که سریع تصمیم گرفته و با کارهاى خود به دیگران کمک کند 

سه شنبه دهم آبان 1390 | 7:20 بعد از ظهر | ... | |

آیامحبوب هستی؟؟؟

 

 

1-ساعت اول درس به دلیلی منتفی میشود. با وقت بیکاری خود چه کار میکنید؟
الف-این 45 دقیقه را با دوستانم میگذرانم.
ب- دلم میخواهد از وقت برای گردش وپیاده روی استفاده کنم.
ج-جایی در گوشه ای مینشینم و درسی که ضعیف هستم را مطالعه میکنم.
 
2 -از کی تا به حال این لباس را میپوشی؟
الف- دو تا سه ماه است.
ب-فقط امروز! من هر روز مانتوی جدیدی میپوشم.
ج- مدتهای زیادی است.
 
3-چند تا از دوستانت تصمیم میگیرند که برای اولین بار به یک رستوران بروند.اگر از تو بخواهند که با آنها بروی چه میگویی؟
 
الف- خیلی عالیه. همیشه دلم میخواست جدیدترینها را امتحان کنم.
ب- نه. متشکرم. ممکن است از طعم غذاهای آنها خوشم نیاید.
ج- آیا نمیشود از همان غذای خانگی هر روز مان بخوریم؟
 
4 -تعطیلات آخر هفته نه تنهاخسته کننده بوده- بلکه کلی دعواهای خانوادگی هم شد. روز شنبه صبح وقتی به کلاس میروی چه صحبتی میکنی؟
 
الف-پدرت وسط دعوا یک ضرب المثل را وارونه گفت و شما از خنده روده بر شدید.
ب-تعطیلات آخر هفته این دفعه نه خیلی خوب و نه خیلی بد بود.
ج- خانواده عزیزت در حال حاضر با تو کاملا چپ افتاده اند
 
5 - دوستان شما به منظور کمک رسانی به خانواده های نیازمند قرار است خدماتی را انجام دهند –برای فروش کالاها و برنامه ریزی –کمک های ضروری نیاز است. آیا در آن شرکت میکنی؟
 
الف- البته که شرکت میکنم! برای چنین کار خیری انسان باید بی چون وچرا شرکت کند.
ب- خیلی دلم میخواست شرکت کنم اما به خاطر کلاس موسیقی و زبان اصلا وقت ندارم.
ج- چنین کارهایی معمولا خیلی وقت میبرد. حوصله این کارها را ندارم.
 
6 -تو با دوست جدیدی آشنا شده ای و او تو را دعوت میکند که جایی بروید. اگر او از تو بخواهد که کجا با هم برویم یا چه کاری انجام دهیم جواب میدهی:
 
الف- بیا به..... برویم.
ب- خیلی دلم میخواهد به .... بروم.
ج- اصلابرایم فرقی نمیکند.
 
7- در جمع دوستانتان فرد جدیدی وارد میشود که تو از او خوشت می آید. چه کار میکنی تا با او صحبت کنی
الف- با یک حرف خنده دار شروع میکنم و اول از همه متوجه میشوم که اهل شوخی هست یا نه و بعد با او صحبت میکنم.
ب- سعی میکنم از او در مورد کاری که در آن مهارت دارد سوال کنم.
ج- خیلی ساده با او صحبت میکنم مثلا میگویم اسمم چیست و به چه کاری بیشتر علاقمند هستم.
 
8-آیا در خودت این شجاعت را میبینی که به یک کشور خارجی بروی و در آنجا درس بخوانی؟
الف- این که دیگر سوال ندارد. کی میتوانم بروم.
ب- اول باید با آرامش کامل تمام جوانب را در نظر بگیرم.
ج- آنقدر در کشور خودم گرفتاری دارم که دیگر این موضوع خود به خود منتفی است.
 
9 - در مورد موضوعی بین دوستان بحث شدیدی میشود. بهترین دوست تو عقیده اش با تو فرق میکند. چه واکنشی نشان میدهی
الف- من نظر خودم را میگویم. حتی اگر دیگر دوستانم این عقیده را نداشته باشند.
ب- سعی میکنم بین نظر او وخودم راه آشتی پیدا کنم.
ج- هیچ چیز نمیگویم. دلم نمی خواهد نزد دیگران بین ما بگومگو شود.
 
10 - در نظر داری برای رفتن به یک مهمانی چیزی بخری که با یک شلوار قشنگ آن را بپوشی و حتی شلوار تو را قشنگ تر نشان دهد. چه چیزی را انتخاب میکنی؟
 
الف- یک بلوز شیک میخرم که کاملا جلب توجه کند.
ب- یک بلوز که کمی گرانتر باشد و مطمئن باشم در تمام مدت سال مد میماند را میخرم.
ج- یک بلوز که تقریبا معمولی و قابل استفاده انتخاب میکنم که در بقیه موارد هم بتوانم بپوشم.
 
 
برای سوالهایی که پاسخ الف به آنها دادید 1امتیاز- ب 2امتیاز- ج 3امتیاز در نظر بگیرید و امتیازات را با هم جمع بزنید

 
10-16
به احتمال زیاد مسئولیت گروهتان و برنامه ریزی هایی برای تفریحات و جشن های کوچک به عهده شما میباشد. برایتان مشکل است که از عقل خود پیروی نکنید. شما با نشاط و فعال و صادق هستید- به طوریکه با این خصوصیات در دیگران نفوذ میکنید. شما نمی گذارید کسی نا امید شود و نا امیدی برای شما کلمه ای بیگانه است مشخص است که مورد توجه هستید ومشکلی در جلب محبت دیگران نسبت به خودتان ندارید. فقط مواظب باشید که احساس خجالت باعث نشود که توانایی قدرت عمل خود را از دست بدهید. بنابراین همه چیز رو به راه است
 
17-23

وقت آن میرسد که نگذارید دیگران برایتان تصمیم بگیرند و کار انجام دهند. این طور که شما از همه دوری میکنید- تعجبی ندارد که بیشتر اوقات دیگران شما را نادیده بگیرند. حتی اگر هیجان و کنجکاوی باعث شود که شادی و نشاط بیشتری در شما ایجاد کند این کار را بکنید. شما گوشه گیر نیستید. اینگونه احساسات و سستی را از خود دور کنید و کمی بیشتر از درون خود بیرون بیایید.
 
24-30
راستش را بگویید آیا لذت میبرید از اینکه نقش آدمی گوشه گیر را بازی کنید؟ یا با اینکار میخواهید نقابی بر چهره خود بزنید و خودتان را پشت آن پنهان سازید؟ آنها به شما توجه نمیکنند و شما هم نشان میدهید که بی توجهی آنها اصلا برایتان اهمیت ندارد. در واقع دلتان میخواهد که با آنها همکاری کنید اما میترسید که درست از پس آن بر نیایید. این ترس قابل فهم است اما این روش کناره گیری روزبه روز شما را گوشه گیرتر و دور افتاده تر میکند. جرات به خرج بدهید و خودرایی را از پیش بردارید ومسئولیت های جمعی را به عهده بگیرید. حتی اگر در کاری موفق نباشید. این احساس که انسان خودش را در مسئولیتی شریک بداند وبتواند نظر خود را نسبت به مشکلاتی که پیش می آید ابراز کند- به او اعتماد به نفس میدهد و نشان دهنده استقلال شخصیت  اوست

سه شنبه دهم آبان 1390 | 6:27 بعد از ظهر | ... | |

مبادا بگذاري درد و رنج يك فصل، زيبايي و شادي تمام فصل هاي ديگر را نابود كند! زندگي را فقط با فصل هاي دشوارش نبين، در راههاي سخت پايداري كن، لحظه هاي بهتر بالاخره از راه مي رسند.

دوشنبه دوم آبان 1390 | 12:9 بعد از ظهر | ... | |

درراه رسیدن به توگیرم که بمیرم

اصلابه توافتاده مسیرم که بمیرم

یک قطره آبم که دراندیشه ی دریا

افتادم وبایدبپذیرم که بمیرم

باچشم بپوش ازمن وازخویش برانم

یاتنگ درآغوش بگیرم که بمیرم

این کوزه ترک خورد!چه جای نگرانیست

من ساخته ازخاک کویرم که بمیرم

خاموش مکن آتش افروخته ام را

بگذاربمیرم که بمیرم که بمیرم.

جمعه بیست و دوم مهر 1390 | 10:44 بعد از ظهر | ... | |

www . night Skin . ir